تبلیغات
** خانه دل ** - مطالب دلنوشته
** خانه دل **
هر جایی که هستید، خدا برای قرار دادن شما در آنجا دلیلی داشته
دوشنبه 5 شهریور 1397 :: نویسنده : بهار






نوع مطلب : تصاویر، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 5 شهریور 1397 :: نویسنده : بهار
خدایا به تو پناه میبرم از اینکـه 

در آراستن صورتم چنان مشغول شـوم که از اصلاح سیرتم باز بمانـم

خدایا سیرت را تو میبینی و صورت را دیگران ،

 شـــرم دارم از اینکه محبوب دیگـران باشم و منفور تو


پس خــدایا …

تو خوش صورت و خـوش سیـرتم کـن که اول محبوب تو باشم بعد دیگـران





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 5 شهریور 1397 :: نویسنده : بهار

گاهگاهی دل من میگیرد،

بیشتر وقته غروب،

آن زمانى که خدا نیز پر از تنهاییست 

واذان در پیش است،

من وضو خواهم ساخت،

از خدا خواهم خواست 

که تو تنها نشوى و 

دلت پر زخوشى ها باشد…





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 21 مرداد 1397 :: نویسنده : بهار

سال‌ها گذشت...

ما به هم نرسیدیم

جای تو اما، زنی همراه من است

به تو شباهتی ندارد

از تو  بهتر نیست

حتی از تو زیباتر نیست...

تنها به خاطر لجاجتم کار به اینجا رسید،

اما، وقتی موهایش را باز میکند،

 بی اختیار مثل همیشه تو را صدا میزنم...

و او میخندد و با اشتیاق میپرسد....

رابطه ی بین موهایش و دخترمان چیست...؟

و من هر بار میمیرم...

 

پیمان شمس





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 19 مرداد 1397 :: نویسنده : بهار

بلد بود وقتی یک قاشق توی ظرف هست آن را همیشه طرف معشوقش بگذارد.

بلد بود از صدای آب بفهمد که کی باید حوله به دست پشت در حمام بایستد.

بلد بود سر کدام آهنگ صدا را بلند کند چون او آن را بیشتر دوست دارد.

بلد بود کدام تکه از کدام کتاب را بخواند وقتی دارد موهایش را می‌بافد.

بلد بود موهایش را ببافد. بلد بود آخرش چه جوری با کش مو ببنددشان که از هم باز نشود.

بلد بود دو تکه دارچین توی چای بیندازد و بلد بود چای را توی استکان شیشه‌ای بریزد كه رنگش معلوم باشد و بلد بود کنارش گز به جای قند بیاورد؛ چون همه‌ی این‌ها را معشوقش دوست‌تر می‌دارد.

بلد بود معشوقش را دوست‌تر بدارد. بلد بود برایش گل بخرد، بلد بود برایش حرف بزند، بلد بود بخنداندش، بلد بود بغلش کند تا نترسد، بلد بود وقتی گریه می‌کند چی بگوید یا چی نگوید،

بلد بود صبور باشد، بلد بود منتظر بماند، بلد بود گلش را هر روز آب بدهد، بلد بود حواسش به همه چیز باشد.

 

همه‌ی این‌ها را بلد بود اما دلش را نداشت به کسی دل بدهد بلد نبود دوست داشته شود

بلد نبود خودش را رها کند. بلد نبود بشود همه‌چیِ یک آدمِ دیگر. بلد نبود بگذارد کسی عاشقش بشود.

برای همین هم قاشق‌ها مانده بودند توی کشو، حوله آویزان به جارختی، کتاب بالای کتابخانه، چای و دارچین هم توی کابینتِ خانه‌ی بی‌صدا.

برای همین بود که گلفروش‌های توی خیابان، حتی نگاهش هم نمی‌کردند.

 

حسین_وحدانی





نوع مطلب : دلنوشته، خودشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 7 مرداد 1396 :: نویسنده : بهار

به گمانم ذهنیتی که آدمها برای هم به یادگار میگذارند،

 از همه چیز بیشتر ارزش دارد...




نوع مطلب : دلنوشته، عبارات نغز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 3 فروردین 1396 :: نویسنده : بهار
بهارجان
بگو در کدام کوچه عاشق شده ای
که هوایت بوی یار می دهد...


شیما صبحانی

Image result for ‫بهار‬‎




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 21 شهریور 1395 :: نویسنده : بهار




نوع مطلب : تصاویر، دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 19 مرداد 1395 :: نویسنده : بهار


بی گمان دلی که برای دیگران آرزوی نیک می‌کند،

قطعه ای از روح خداست که در کالبد انسانی ماوا گرفته


 سید علیرضا ابطحیان





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 4 تیر 1395 :: نویسنده : بهار

ما بی سلیقه ایم ،

تو حاجات ما بخواه

ور نه گدا مطالبه ی آب و نان کند....



برگرفته از وبلاگ تنهاترین زائر





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 14 خرداد 1395 :: نویسنده : بهار

... گوش آسمان ناشنوا نیست!!!

بهمن بیگی






نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 26 فروردین 1395 :: نویسنده : بهار




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 4 اسفند 1394 :: نویسنده : بهار


کوچک تر از آنم که به چشم کسی آیم

از مور رسیده است سلامی به سلیمان







نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 9 بهمن 1394 :: نویسنده : بهار

فرق است میان آنکه یارش در بر

با آنکه دو چشم انتظارش بر در






نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 8 بهمن 1394 :: نویسنده : بهار
چقدر همه جا جار زدم کـه دوستم داری...

بیا مقابل مردم، مرا خـراب نکن!




تنهاترین زائر





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
درباره وبلاگ


خندیدن یک نیایش است
اگر بتوانی بخندی،آموخته ای که چگونه نیایش کنی
هنگامی که هر سلول بدن تو بخندد،هر بافت وجودت از شادی بلرزد،
به آرامشی عظیم دست می یابی!
کسی می تواند بخندد،
که طنز آمیزی و تمامی بازی زندگی را می بیند.
کوتاه ترین راه برای گفتن دوستت دارم لبخند است!
شادی اگر تقسیم شود،دو برابر می شود!
غم اگر تقسیم شود،نصف می شود!
همیشه با دیگران بخندیم و هرگز به دیگران نخندیم!
یادت باشه!انسان های خندان و شاد به خداوند شبیه ترند!
کمی موسیقی گوش کن،برقص،بخند(حتی به زور)،
آنگاه بنشین و نظاره کن آثار شگرف همین حرکات به اصطلاح اجباری را!
فراموش نکن!همین لحظه را،اگر گریه کنی یا بخندی،
بالاخره می گذرد،امتحان کن!
بهشت یعنی،شادی،خنده،سرور و شعف...

مدیر وبلاگ : بهار
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی