** خانه دل **
هر جایی که هستید، خدا برای قرار دادن شما در آنجا دلیلی داشته
یکشنبه 21 مرداد 1397 :: نویسنده : بهار

سال‌ها گذشت...

ما به هم نرسیدیم

جای تو اما، زنی همراه من است

به تو شباهتی ندارد

از تو  بهتر نیست

حتی از تو زیباتر نیست...

تنها به خاطر لجاجتم کار به اینجا رسید،

اما، وقتی موهایش را باز میکند،

 بی اختیار مثل همیشه تو را صدا میزنم...

و او میخندد و با اشتیاق میپرسد....

رابطه ی بین موهایش و دخترمان چیست...؟

و من هر بار میمیرم...

 

پیمان شمس





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 19 مرداد 1397 :: نویسنده : بهار

بلد بود وقتی یک قاشق توی ظرف هست آن را همیشه طرف معشوقش بگذارد.

بلد بود از صدای آب بفهمد که کی باید حوله به دست پشت در حمام بایستد.

بلد بود سر کدام آهنگ صدا را بلند کند چون او آن را بیشتر دوست دارد.

بلد بود کدام تکه از کدام کتاب را بخواند وقتی دارد موهایش را می‌بافد.

بلد بود موهایش را ببافد. بلد بود آخرش چه جوری با کش مو ببنددشان که از هم باز نشود.

بلد بود دو تکه دارچین توی چای بیندازد و بلد بود چای را توی استکان شیشه‌ای بریزد كه رنگش معلوم باشد و بلد بود کنارش گز به جای قند بیاورد؛ چون همه‌ی این‌ها را معشوقش دوست‌تر می‌دارد.

بلد بود معشوقش را دوست‌تر بدارد. بلد بود برایش گل بخرد، بلد بود برایش حرف بزند، بلد بود بخنداندش، بلد بود بغلش کند تا نترسد، بلد بود وقتی گریه می‌کند چی بگوید یا چی نگوید،

بلد بود صبور باشد، بلد بود منتظر بماند، بلد بود گلش را هر روز آب بدهد، بلد بود حواسش به همه چیز باشد.

 

همه‌ی این‌ها را بلد بود اما دلش را نداشت به کسی دل بدهد بلد نبود دوست داشته شود

بلد نبود خودش را رها کند. بلد نبود بشود همه‌چیِ یک آدمِ دیگر. بلد نبود بگذارد کسی عاشقش بشود.

برای همین هم قاشق‌ها مانده بودند توی کشو، حوله آویزان به جارختی، کتاب بالای کتابخانه، چای و دارچین هم توی کابینتِ خانه‌ی بی‌صدا.

برای همین بود که گلفروش‌های توی خیابان، حتی نگاهش هم نمی‌کردند.

 

حسین_وحدانی





نوع مطلب : دلنوشته، خودشناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 13 مرداد 1397 :: نویسنده : بهار

شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم،
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...

شیخ بهایی




نوع مطلب : عبارات نغز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 2 مرداد 1397 :: نویسنده : بهار



هر چند تو را ضامن آهو خوانند
ای ضامن صد قافله دل ادرکنی

 

میلاد هشتمین اختر تابناك آسمان امامت و ولایت بر عاشقان طریقش مبارك باد!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ


خندیدن یک نیایش است
اگر بتوانی بخندی،آموخته ای که چگونه نیایش کنی
هنگامی که هر سلول بدن تو بخندد،هر بافت وجودت از شادی بلرزد،
به آرامشی عظیم دست می یابی!
کسی می تواند بخندد،
که طنز آمیزی و تمامی بازی زندگی را می بیند.
کوتاه ترین راه برای گفتن دوستت دارم لبخند است!
شادی اگر تقسیم شود،دو برابر می شود!
غم اگر تقسیم شود،نصف می شود!
همیشه با دیگران بخندیم و هرگز به دیگران نخندیم!
یادت باشه!انسان های خندان و شاد به خداوند شبیه ترند!
کمی موسیقی گوش کن،برقص،بخند(حتی به زور)،
آنگاه بنشین و نظاره کن آثار شگرف همین حرکات به اصطلاح اجباری را!
فراموش نکن!همین لحظه را،اگر گریه کنی یا بخندی،
بالاخره می گذرد،امتحان کن!
بهشت یعنی،شادی،خنده،سرور و شعف...

مدیر وبلاگ : بهار
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات